جدیدترین عکسها ، جک اس ام اس Sms، اخبار و موزيك لباس شب آرایش صورت گرافیک برتر
سال 1230 : مرد : دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نميشم.... !!! زن : آقا حالا يه غلطي كرد شما ببخشيد !!! نا محرم كه خونمون نبود . حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...!!! مرد: بلند خنديده ؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. !!! نخير نمي شه بايد بکشمش... !!! اینم یک تصویر (خطای چشم) خیلی جالب پرینتش کنید دیدنی تر میشه 1- مضاف و موصوف هميشه " ي " ميگردد . مثال : و در هر کجا که فتحه کلمه را زيبا مي کند کسره بکار مي رود . مثال برای کسره: اِمروز ---> اَمروز http://www.HF.Tk مثال : نکته : به غير از اول شخص مفرد ؛ حروف " خوا " به " خ " تبديل مي شود .مثال : 8- در برخي از افعال حرف " ي " به " اوي " تبديل مي شود . مثال : تبصره : در لهجه هاي Super Esf اصولآ " د " به " ز " تبديل مي شود. مثال : 12- " ي " در آخر کلمات حذف مي شود .مثال : 13- ساختار جملات امری : د + فعل امر + د . مثال : چند اصطلاح اصفهانی: و ضرف آن به شرح زير است : http://www.HF.Tk خوب ، در ادای حروف نیز تفاوت هایی وجود داره . به عنوان مثال حرف "ج" به صورت ترکیبی از حروف "د" ، "ز" و "ج" ادا میشود و ... اما از آنجا قسمت های تکمیلی نیاز به آموزش تخصصی و حضوری دارند ، دیگه از گفتن اونا صرف نظر می کنیم . ولی اگه جایی به کمک احتیاج داشتید یا به مشکلی برخوردید میتونین از طریق قسمت نظرات اون رو با ما در میون بگذارید. http://www.HF.Tk انشــــــــاء : موضوع : اندر فواید گوسفند مقدمه : بسی الحمدلله که i سلامتم تا قلم در دست گیرم و انشا نویسم ، و به یاد آن روزی که آنقدر بزرگ شوم تا دیگر احتیاجی به این قلم نرود. تا آنجایی که پسرک از این احوالات باخبر است هــــــمانا گوسفند این حیوان نجیب و مفیدی میباشد که در فصول کم باران و بی باران در مناطق اســــتوایی و کمی آنرو تر از خط استوایی میروید و کاربردهای فراوان قدری در روحــــــیه بشریت دارد و از آنجا که او بشر را نمیشناسد خدماتی وزین و نوین به وی که بسی موجود قدر نشناسی است ارایه می دارد ! مِن جمله پشگل های دونه دونه ی آن موجود زحمت کش که موجب تقویت روحیه ما عزیزان می باشد و باعث میشود تا عــطر گلهای بــهاری تا همه اقسانقاط همه جا کشیده شود که در آن وضعیت به اصطلاح میگویند حالمان جا آمدندی ! و چنان مزیت دیگری کـه این جانور ظریف دارد هـــــمانا پشم او میباشد که وی بسیار پشمالو میباشد کـه باعث میشود ما در زمستان نلرزیم و فاتحه ای به روح پدرش بفرستیم ! از قیافه ی مظلومش بر می آید زور زیادی دارد تا آنجا که بعضی از آنان چیزی به نهایت طراوت به سختی از خود نم میدهند که شیر جنگل را بی آبرو داشته است و طی تحولاتی شیر پاستوریزه نامی نهادینه بخود گرفته میباشد. با اینکه صدایش جز بع .. بع ... بالا نمی آید و جانوری محترم گونه به حساب شمردندیش لکن در اندرونی زندگی را سپری نمیدارد و او را در بلدیه و مکان های مقدسی نظیر آن راهی نیست . و دیـگر مزیتی که دارد نسبت به گاو این است که شــــــــاخ ندارد تا به سان آن حیوان عظیم الجثه باعث سولاخ شدن ما عزیزان بشود ! به راستی یادم آمد این چهارپا دارای بچه هایی از جنس بره نیز میشود که من الهی قربانشان گردم . اندر این حال این ناجوانمردان قصاب صفت و از همه جا بی خبر با ساتور و چاقوهایی تیز و بران طی عملیاتی گازانبری به جنگ این زبان بسته رفته او را هلاک میسازند ، پوستش را قلفتی می کنند و چیزی گران سیرت بنام گوشت از قلاب آویز میکنند . سرگذشت این حیوان نامبرده به همین تلخی است اگرچه مزه اش بسیار لذیذ به مزاج آمدندی.http://www.hf.tk این بود انشـای من که در تـــــوصیف گوسفند نمودم و امیدوارم ما عزیزان هم روزی بتوانیم مانند گوســـفند در جامعه مفید واقع شویم ... و از استادان گرام خواهشمندست نمره اینجانب حقیر را در قسمت نظرات مبذول فرمایند . ان شاءالله اجر ایشان را بابایی حسابرسی میدارند. تمام.http://www.hf.tk کنون رزم virus و رستم شنو ... دگرها شنیدستی این هم شنو **************************************Hrf63********************************* منتظر نظرات سازنده یا غیر سازنده شما دوستان عزیز هستم ! ------------------------------------------------------- آرامش و اشتغال شادی مي بخشند ، نه دارایی و مقام . شـــــهر هــــــرت کـــجاســـــــت ؟ شهر هرت جایی است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر ! شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب ! شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل مي کند ! شهر هرت جایی است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان برای مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد ! http://www.hf.tk شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همديگه رو مي شناسن ! شهر هرت جایی است که همه ب َدَ ن مگر اينکه خلافش ثابت بشه ! شهر هرت جایی است که دوست بعد از شنیدن حرفات بهت می گه : دوباره لاف زدی ؟؟ شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند ! شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیک ا ند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند ! شهر هرت جایی است که کودکان زاده مي شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند ! شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند ! http://www.hf.tk شهر هرت جایی است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتی داشت ! شهر هرت جایی است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف ! شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن ! شهر هرت جایی است که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن ! http://www.hf.tk شهر هرت جایی است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري ! شهر هرت جایی است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو که نگاه می کنن ياد تختخواب می افتن !http://www.hf.tk شهر هرت جایی است که گريه محترم و خنده محکومه ! شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه ! شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی ! شهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار ! شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است ! شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر ر و دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن ! شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتی .. ! شهر هرت جایی است که....... خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست .... ------------------------------------------------------------ خدایا شکرت که غم را آفریدی ، درد را آفریدی ، دلتنگی را آفریدی ، اشک را آفریدی چرا که اگر همیشه مي خندیدم و شاد بودم تو را از خاطر می بردم . یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت : پیشنهادات خودتون رو برای زیبا تر شدن این داستان در قسمت نظرات بگین ... مرسی . زندگی را در شرایط مقتضی سنی و اجتماعی از هر نوع نباید تباه کرد . عمری که با یک چشم به هم زدن به پایان میرسد ، باید از تک تک ثانیه های آن استفاده برد . به اطراف نگاه می کند: در مهمانی ها و کلوب ها زنان متاهل معمولاً علاقه ای به اینطرف و آنطرف نگاه کردن نداشته و به دنبال همراهی برای خود نمی گردند. اما دخترهای مجرد پیوسته مشغول نگاه کردن به اطراف در جستجوی مردی برای همراهی هستند. واقعا در روابط زناشویی چیزی بنام یک "رابطه کامل" وجود ندارد و متاسفانه با این که شما تصور میکنید همسرتان بسیار به شما علاقمند است احتمال خیانت او وجود. متاسفانه پدیده نکوهیده خیانت در برخی از مردان مشاهده میشـود که در نهایت موجبات تخریف روابط خـانـواده را فراهــم خواهـد آورد. در این قسمت به 10 نشانه خیانت در مردان اشاره می کنیم. این علائم ممکن است شروع قصه ای غم انگیز باشد پس سعی نماییـد حـواس خود را بیشتر جمع کنید. ـ عشق از دید حاج آقا :استغفر باز از این حرفهای بی ناموسی زدی ـ عشق از دید ... (خودتون میفهمید از دید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه ی عمل کردن دماغمو نمیدی ... ، واسه ناهار بریم سورنتو، سالی با دوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز خریده ( به قول بعضی ها دوو منگل) تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه پراید بخری http://www.hf.tk ميخوام ببينم جوابي واسه سوالاي زير داريد بديد؟! اصلا هر كي ميتونه به اين سوالا جواب بده تو نظرات بگه!!! 1۳- تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟ · " برای ازدواج کردن لحظهاي درنگ نکنید. اگر زن خوبی نصيبتان شود، خوشبخت ميگرديد و اگر زن بدی گیرتان آمد [مثل من] فیلسوف ميشويد. " «سقراط» · " اگر امروز خواستی و نتوانستی ، که معذوری ... ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ، منتظر روزی باش که بخواهی و نتوانی . " « فردريش نيچه» · " زندگي جدولي هست که جايزه ي پر کردن خانه هاي آن مرگ است. " · " چنان باش که به همه بتواني بگوئي چون من باش ! " «کانت» · " پول خوشبختی نميآورد ... اما شکل دلپذیرتری از بدبختی را برايتان فراهم ميسازد. " «اسپايک ميليگان» · " آدم وقتی جوونه سلامتيشو از بين ميبره تا به پول برسه و وقتي که پير شد پولاشو از بين ميبره تا سلامتيشو دوباره بدست بياره ... " · " فرق ما با ديوانه ها در اين است که ما در اکثريت هستيم. " «ميشل فوکو» · " من ستايشگر معلمي هستم که انديشيدن را به من بياموزد نه انديشه ها را. " «استاد مطهري» · " شاديهاي شما همان غمهاي شماست که نقابش را برداشته اند . و چاهي که خنده هايتان از آن مي جوشد همان است که از اشکهايتان پر شده است. " «جبران خلیل جبران» · " اشتباه را محکوم کن نه آنکه اشتباه از او سر زده . " «شکسپير» · " خردمند به کار خويش تکيه ميکند و نادان به آرزوي خويش . " «حضرت علي (ع)» · " اشتباهات انسانهای بزرگ قابل احترام است . زیرا ثمر بخش تر از حقایق انسانهای کوچک است. " «فردريش نيچه» · " هر چه موانع جدي تر و سخت تر باشد , لذت تلاش و پيروزي بيشتر است . " «اريك باتروورت» · " نقیض یک قضیه صادق یک قضیه کاذب است، اما نقیض یک حقیقت ژرف گاهی حقیقت ژرف دیگری است. " «نیلس بور» · " وظيفه باعث میشود تا کارها را بهخوبی انجام دهی، اما عشق کمک میکند تا آنها را زيبا انجام دهی. " «ضرب المثل کوبايی» · " قلبی داشته باش که هرگز سختی سنگ را به خود نگیرد و احساسی داشته باش که هرگز آزار دهنده نباشد . " «چارلز دیکنز» · " برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال . بنگر چگونه می افتی !؟! " · " انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته . " «دکتر شریعتی» · " خوب گوش کردن را ياد بگيريم ... گاه فرصتها بسيار آهسته در مي زنند . " · " دروغ مثل برف است، هر چه آنرا بغلتانيد بزرگتر مي شود. " · پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی. «مهاتما گاندی» ``````````````````````````````````````````````````````````````` بزرگ ترين حقه اي که شيطان تا حالا زده اينه که همه رو متقاعد کرده که وجود نداره ! موسی : و آنگاه پروردگار از آسمان به زمین آمد و به مرغ گفت : به آن سوی خیابان برو ! و مرغ چنین کرد و پروردگار خشنود همی گشت . مارکس : مرغ باید از خیابان رد میشد. این از نظر تاریخی اجتنابناپذير بود. خاتمي: چون ميخواست با مرغ های آن طرف خیابان گفتگوی تمدنها بکند . ریاضیدان : مرغ را چگونه تعریف میکنید؟ http://www.hf.tk شاگرد تنبل : والا آقا به خدا همین الآن میدونستیم ها... آقا يه دقه... نیچه: چرا که نه؟ http://www.hf.tk فروید: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با این سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستید. آيا در بچگي شصت خود را مي مکيديد؟ داروین: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است . همینگوی : برای مردن. در زیر باران . اينشتين : رابطهء مرغ و خیابان نسبی است. سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمالشدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد. پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟ صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر . خوانندهء آهنگهاي آبدوغخياري: چرا رفتي مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم ... روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟ نیل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها. حافظ: عیب مرغان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت . کافکا : ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهي بيتوجه و وحشتزده انداخت. اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکي خود مواجه کند و دستکم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثهاش دشوارتر مينمود . بيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم. فردوسي: بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه . ناصرالدينشاه : يک حالتی به ما دست داد و ما فرمودیم از خیابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد. سهراب سپهري: مرغ را در قدمهای خود بفهمیم، و از درخت کنار خیابان، شادمانه سیب بچینیم . طرفدار داستانهای علمی - تخیلی: اين مرغ نبود که از خیابان رد شد. مرغ خیابان و تمام جهان هستی را ۷ متر و ۲۰ سانتیمتر به عقب راند. اريش فون دنيکن: مثل هر بار دیگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان میکند. مگر آنتنهای روي سر مرغ را ندیدید؟ http://www.hf.tk جرج دبليو بوش : اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است . سعدي : و مرغي را شنيدم که در آن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود. وي را گفتم: از چه رو تعجيل کني؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم . احمد شاملو : و من مرغ را، در گوشههاي ذهن خويش، ميجويم . من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان. و من، تهي هستم، از گلايههاي دردمند سرخ. رنه دکارت: از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟ لات محل : به گور پدرش ميخنده! هیشکی نمتونه تو محل ما از خیابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آي نفسکش بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانه خود را نفی میکنی. پدرخوانده: جاي دوري نمیتواند برود . فروغ فرخزاد: از خیابانهای کودکی من، هیچ مرغی رد نشد . ماکياولي: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند. پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده . هيتلر : اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد .http://www.hf.tk فوتباليست : آفسايد بود آقا! ما هر چي به اين داور گفتیم بيانصاف قبول نکرد . اچ اف : که به اون طرف خیابون برسه !!! اینا رو میدونستی ؟ 1. آيا ميدانستي که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد ؟! 2. آيا ميدانستي که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند !؟ 3. آيا ميدانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند ببيند ؟! 4. آيا ميدانستي که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه ؟! 5. آيا ميدانستي که روباهها همه چيز را خاكستري ميبينند ؟! 6. آيا ميدانستي که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند ؟! 7. آيا ميدانستي که زرافه ايستاده وضع حمل ميكند و نوزادش از فاصله 180 سانتي متري به زمين ميافتد ؟! 8. آيا ميدانستي که 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد ؟! 9. آيا ميدانستي که رود دجله به خليج فارس ميريزد ؟! 10. آيا ميدانستي که 85% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند ؟! 11. آيا ميدانستي که اولين تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسيد ؟! 12. آيا ميدانستي که سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت 200 كيلومتر در ساعت پرواز کند ؟! 13. آيا ميدانستي که اولين اتوموبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كرد ؟! 14. آيا ميدانستي که قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان است ؟! 15. آيا ميدانستي که در شيلي منطقه ي صحرايي وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباريده است ؟! 16. آيا ميدانستي که هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماري ايدز مبتلا ميشود ؟! 17. آيا ميدانستي که وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده كيلوگرم است ؟! 18. آيا ميدانستي که خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا ميايستد حدود سه متر است ؟! 19. آيا ميدانستي که زرافه ميتواند با زبانش گوشهايش را تميز کند ؟! 20. آيا ميدانستي که خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه ميتوانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند ؟!http://www.hf.tk 21. آيا ميدانستي که اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکيهاي کره زمين زير آب ميرود ؟! 22. آيا ميدانستي که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكند ؟! 23. آيا ميدانستي که ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است ؟! 24. آيا ميدانستي که هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه تارهاي آنها به هم شبيه نيستند ؟! 25. آيا ميدانستي که اگر در يك سال هيچ يك از نسلهاي يك جفت مگس نر و ماده از بين نروند ، حجم مگسهاي متولد شده با حجم كره زمين برابر ميشود ؟! 26. آيا ميدانستي که رودي در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد ؟! http://www.hf.tk 27. آيا ميدانستي که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ؟! 28. آيا ميدانستي که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است ؟! 29. آيا ميدانستي که شبكه چشم 135 ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده دارد ؟! http://www.hf.tk 30. آيا ميدانستي که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد ؟! 31. آيا ميدانستي که در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است ؟! 32. آيا ميدانستي که طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است ؟! 33. آيا ميدانستي که هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ ميتواند از سوراخي به قطر پنج سانتيمترعبور كند ؟!http://www.hf.tk همهی ما میدانیم و بر این موضوع واقفیم كه «دختر و پسر ندارد، مهم این است كه بچّه آدم باشد! » پس ما هم با بی طرفی کامل به مقایسهی انواع و اقسام این موجود مهم میپردازیم: دختر و پسر: در این مقطع دختر و پسر فرقی ندارند و بچّه باید سالم باشد. در چنین مقطعی، نوزاد و پس از آن كودك ، با اساسیترین و حیاتیترین پرسشهای زندگیاش آشنا میشود ؛ پرسشهایی مانند «بگو مامان» ، «آهان! گفتی بابا درسته عزیزم؟!»، «تو واسه چی اوّل گفتی بابا گل من ؟!!» و كم كم پرسشهایی مثل « بگو ببینم، مامانو چند تا دوست داری؟» ، «بابا رو چی؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دایی... و... ؟!» ، «بزرگ شدی میخوای چی كاره بشی؟» (حالا بگذریم كه این بچّه تمام سعیاش را بكار بگیرد، حداكثر شش سال و نیم تمام دارد و چه میدانداصلاً بزرگ شدی یعنی تقریباً چقدر شدی؟!) دختر و پسر: در این حالت هم دختر و پسر فرقی ندارد و مهم این است كه بچّه ... ببخشید كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در این مقطع كودك با پرسشهایی نظیر «مدرسه رو دوست داری؟ چند تا؟»، «خانم معلّم رو چی؟» ، «چند تا بیست گرفتی؟» ، «چرا بیست گرفتی؟» ، «چرا چند تا بیست گرفتی؟!!» و ... مواجه است. دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل میشوند به یك جور « من دیگه بزرگ شدهام مكرّر. ترکیبی از عکس، پوستر، کامپیوتر ، دكّهی روزنامهفروشی ، و «یه كمی هم درس بخون». پرسشهای مهمی كه با آن مواجه میشوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصیلی پیدا كردی؟!»، «تو چرا تازگیها این قدر جلوی آیینهای؟!»، «گوشی تلفن کو؟!؟!» دختر و پسر فرقی ندارند، اغلب در این مقطع هر دو گروه شكل اضطراب میشوند. یك چیزی در مایههای «گنجشكِ نگران ِ آینده و در عین حال عصبی!» همچنین در دو حالت عزیزان حال خود را درك نمیكنند: یكی زمانی كه درسها زیاد است ، وقت هم كه كم است ، پس دوستان حال عصب دارند ؛ دیگر زمانی كه درگیرند ، چون درسها را مطالعه نمودهاند ولی میترسند فراموششان شود ! تركیبی از كتاب ، جزوه ، تست ، كنكور ، زندگی ، درس ، درس = همه ی بقیه زندگی و مانند اینها ... دختر و پسر: تركیبی از جزوه ، «عطر گلهای بهاری» ، «عشقمون كاشكی همین جوری بمونه!» و... پرسشهای متداول: «عشق یعنی چه؟!!» ، «كلاس تشكیل نمیشه؟» ، «عشق یا ثروت، مسئله كدام است؟» ، « (با نازخوانده شود لطفا) فعلا میخوام درسمو ادامه بدم (آره دیگه؟!)» علایق: دختر: بوفهی دانشكده، ردیف جلوی كلاس، دو در نمودن كلاس و ... دختر: شغل پر درآمد ، شغل HIGH CLASS و ... ----------------------------------------------------------![]()
![]()
![]()
![]()
. . . جالبه
ادامه مطلب
برای مشاهده عکس در اندازه واقعی بر روی آن کلیک کنید
درِ باغ ---> دري باغ
گل قشنگ ---> گلي قشنگ
آدم خوب ---> آدمي خُب
2- " د " ما قبل ساکن تبديل به " ت " ميشود .مثال :
پرايد ---> پرايت
آرد ---> آرت
3- " و " ساکن آخر کلمه به " ب " قلب مي شود .مثال :
گاو ---> گاب
4- اصولآ در هر کجا که کسره قشنگ باشد فتحه بکار مي رود
مثال برای فتحه:
حِيفِ ---> حَيفِس
5- صداء " آ " جايگاهي نداشته و به " او " تبديل مي شود .مثال :
شما ---> شوما
کجا ---> کوجا
خوبه ---> خُبِس
چادر ---> چادور ---> چادِر
6- حرف " و " در قالب حرف ربطي به " آ " تبديل مي شود .مثال :
من و تو و حسن ---> منا تو آ حسن
اصولآ خود " آ " به عنوان يک حرف ربط به کار مي رود .مثال :
من هسَم , آ بابامم هسَن .
در ضمن حرف " آ " به معني " به علاوه ( + ) " هم به کار ميرود.
3+4+5 ---> 3+4 آ 5
7- حرف " ه " در لهجه اصفهاني به نوعي نابود شده است .مثال :
بچه ها ---> بِچا
گربه ها ---> گُربا
مي جهد ---> مي جِد
" ه " در آخر کلمات فعل به " د " ساکن بدل ميشود .
بِره ---> بِردِ
بشه ---> بِشِد
" ه " به " ي " تبديل ميشود. مثال :
بهتر ---> بيتَرِس
گربه ---> گربيِه
" ه " به " و " بدل مي شود .مثال :
مي آئيم ---> ما وَم مي يَيم
" ه " به " ش " تبديل ميشود .مثال :
بهش مي گم ---> بِشِش مي گم
مي خواي ---> مي خَي
مي گي ---> مي گوي
9- حرف اول کلمه " ب " يا " ن " باشد و حرف سوم " ي " باشد ، يک "ي " بعد از " ب " يا " ن " اضافه مي شود .مثال :
بگير ---> بيگير
بشين ---> بيشين
بريز ---> بيريز
ببين ---> بيبين
10- حرف " س " در آخر لغات .مثال :
چه خبر ؟؟ ---> چه خبِرِس ؟
بسه ---> بسِس
11- نکته جالب ديگر در مورد کلمه " پس " است که اغلب " س " آن حذف مي شود .مثال :
کجايين پس ؟ ---> کوجاين پَ ؟
پس تو کجايي ؟ ---> پَ تو کوجاي ؟
" و " ما قبل " ي " به " ف " تبديل مي شود .مثال :
ديوار ---> ديفال
گنبد ---> گنبِز
چيز هاي زيادي هست ---> چيزا زياديـِس
بچه هاي اون محله ---> بِچا اون محله
آدماي اين دوره زمونه ---> آدِما اين دوره زِمونه
دِ بيا دِ
دِ برو دِ
دِ جَل باش دِ
1- " آيا عالم " به معناي : معلوم نيست ---> آيا عالم بياد ، يعني : معلوم نيست بياد
2- " آيِدي داره " به معناي : جالب ---> آيِدي دارده ايشون دارن به ما اينا را مي گن
3- " جَخ " به معناي : تازه ---> من جَخ رسيدم (( که در بعضي موارد با هم بکار مي رود ---> من جَخ تازه رسيدم ))
4- کلمه سيزده که "سينزَ " تلفظ مي شود و نوزده که "نونزَ " و دوازده که "دوازَ" خوانده مي شود .
5- فعل زيباي اِسِدم که مي شود گفت کلمه " گرفتم " را داغون کرده
اِسِدم - اِسِدي - اِسِد -اِسِديم - اِسِديد - اِسِدند
6- فعل بِگم از جمله فعلهايي است که کسره حرف اول آن به " و " بدل شده و از استثنائاست .مثال :
بِگو ---> بوگو
بِگم ---> بوگَم
7- " جل باش " به معناي " عجله کن " که (ع) و (ه) اول و آخر کلمه از بين رفته است .
8- در اکثر موارد " ژ " به " ج " تبديل مي شود .
مثال :
ماساژ ---> ماساج
پاساژ ---> پاساج
9- در بعضي مواقع صورت کلي کلمه و حروف دگرگون می شود .مثال :
جوجه ---> چوري
کلاغ ---> غِلاغ
دُكان(مغازه) ---> دوکون
10- اصطلاح " درا پيش کن " به جاي " در را ببند ".
که اسفندیارش یکی disk داد ... بگفتا به رستم که ای نیکزاد
در این disk باشد یکی file ناب ... که بگرفتم از سایت افراسیاب
برو خرمی کن بدین disk هان ... که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش ... شتابان رفت به دیدار رایانه اش
دگر صبر آرام و طاقت نداشت .... مر آن disk را در drive اش گذاشت
نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت ... یکی list از root دیسکت گرفت
در آن disk دیدش یکی file بود ... بزد enter آنجا و اجرا نمود
به ناگه چنان سیستمش کرد hang ... که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
تهمتن کلافه شد و داد زد ... ز بخت بد خویش فریاد زد
چو تهمینه فریاد رستم شنود ... بیامد که لیسانسش در رایانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش ... وزان disk و برنامه قابلش
چو رستم بدو داد قیچی و ریش ... یکی دیسک bootable آورد پیش
یکی toolkit اندر آن disk بود ... بر آورد آن را و اجرا نمود
به ناگه یکی رمز virus یافت ... پی حذف امضای ایشان شتافت
چو virus را نیک بشناختش ... مر از bootsector بر انداختش
یکی ضربه زد بر سرش toolkit ... که هر byte آن گشت هشتاد bit
به خاک اندر افکند virus را ... تهمتن به رایانه زد بوس را
چنین گفت تهمینه با شوهرش ... که این بار بگذشت از پل خرش
دگر بار برنامه این سان مکن ... ز رایانه اصلا تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار ... نگیرد دگر disk از اسفندیار
عزیزم چند روزه مادر بزرگت موبایلشو جواب نمیده . هر چی SMS هم براش میزنم ، باز جواب نمیده .. آنلاین هم نشده چند روزه ، نگرانشم .
چند تا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر . ببین حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم ... قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی .
مادرش گفت : یا با زبون خوش میری ، يا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حیف که بهشت زیر پاتونه ، باشه میرم .
فقط خواستین برین بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
مادرش گفت : زود برگرد ، قراره خانواده دکتر ارنست بیان.
می خوان ازت خواستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد.
یا رابین هود یا هیچ کس دیگه ، فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه .
بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه .
شنل قرمزی : حنا کجا میری ؟؟؟
حنا : وقت آرایشگاه دارم . امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها میپری دیگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی.
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت
نکردن .
شنل قرمزی : حتما اون دختره ایکبیری سیندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوش شانس میان .
شنل قرمزی: برو دختره .... .. .... ... .... ( به علت به کار بردن الفاظ رکیک غیر قابل پخش بود. )
شنل قرمزی یه تیک آف میکنه و به راهش ادامه میده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی رسیدن و می رفتن .
میره جلو سوارش میکنه .
شنل قرمزی : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!
نل : ای خواهر .. دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتیکه ... راه افتادیم دنبال ننه فلان فلان شدمون ...
شنل قرمزی : اون که هاچ زنبور عسل بود .
نل : حالا گیر نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش ..
این دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون .
زندگی هم که خرج داره . نمیشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین هود نیست ؟؟؟؟ کیف اون زن رو قاپید .
نل : آره خودشه .. مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کیف قاپی .
جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند میکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببین پت و مت هستن .. سر چهارراه دارن شیشه ماشین پاک
می کنن .
دخترک کبریت فروش هم چهار راه پائینی داره آدامس میفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز افتادن ؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن ... مادرت رفت زن آقای پتیول شد ... بچه مایه دار شدی .. بقیه همه بد بخت شدن ...
بچه های این دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چیه ..
شخصیتهای محبوبشون شدن دیجیمون ها و ... ! دیگه با حنا و نل و یوگی و خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن ..
۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
http://www.hf.tk
۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .
http://www.hf.tk
۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .
http://www.hf.tk
۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !
http://www.hf.tk
۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه ودانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.
http://www.hf.tk
۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
http://www.hf.tk
نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.
http://www.hf.tk
۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .
نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .
۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .
نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین
۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنی
http://www.hf.tk
به شما نگاه می کند و لبخند می زند: نگاه کردن معمولاً جزء اولین علائم علاقه است. و اگر می بینید که زنی شما را عمیقاً نگاه می کند و لبخندی روی لبانش است، به این معنی است که دوست دارد شما را هم امتحان کند. پس جلو بروید.
مردمان
http://www.hf.tk
با مردها در مهمانی صحبت می کند: اگر می بینید که زنی با مردها در فاصله های مختلف صحبت می کند، نشاندهنده ی این است که طالب گفتگو است. جلو رفته و سر صحبت را باز کنید تا بیشتر در مورد او بفهمید.
http://www.hf.tk
با سایر زوج ها با ناراحتی نگاه می کند: اگر از دور مشغول نگاه کردن به او هستید و می بینید که با ناراحتی به سایر زوج ها نگاه می کند، احتمالاً یاد زمان هایی افتاده است که خود نیز کسی را در کنارش برای همراهی داشته است. اینجاست که شما باید وارد عمل شوید.
http://www.hf.tk
حرکاتش به خوبی بیان می کند که مجرد است: زبان جسمانی یک فرد خیلی چیزها می تواند در مورد او بازگو کند. مطمئناً اگر زنی متاهل باشد موهای خود را افشان نمی کند و اینقدر به سادگی سمت مردها نمی رود. اگر اینقدر شجاعت دارید که به او نزدیک شوید، جلو رفته و ببینید که زبان جسمانی او چه می گوید:
http://www.hf.tk
کسی که به صندلی تکیه داده و دست به سینه نشسته است: "جلو نیا وگرنه با پاشنه ی کفشم می کوبم توی صورتت."
http://www.hf.tk
کسی که به آرامی بازو و پایش را لمس می کند: " بیا با هم صحبت کنیم."
http://www.hf.tk
زیاد صحبت میکند: اگر مثلاً با یکی از زنان همکارتان شروع به صحبت می کنید، و در یکی از این گفتگوها به شما می گوید که سگی به اسم جولی دارد، آشپزی زیاد می کند، هر هفته به باشگاه می رود، و به کلاس های هنری نیز می رود به این معنی است که مجرد است و همه ی این کارها را برای مشغول نگاه داشتن خود انجام می دهد.
http://www.hf.tk
معمولاً با دخترها برای گردش بیرون می رود: زنان متاهل اگرچه با دوستان دحترشان هم بیرون می روند اما وقت زیادی را هم برای بیرون رفتن با مردشان صرف می کنند. اگر می بینید که زنی فقط و فقط با دخترها بیرون می رود نشان دهنده این است که مردی برای بیرون رفتن با خود ندارد.
http://www.hf.tk
رفتاری بسیار دوستانه دارد: تجربه نشان می دهد که زنان متاهل در مقایسه با زنان مجرد رفتاری کمتر دوستانه با سایر مردها دارند. وقتی می بینید که زنی با همه مردها بسیار دوستانه و مهربانانه برخورد می کند، احتمال این وجود دارد که مجرد باشد
1- کنترل خشم
http://www.hf.tk
خشم چیز بدی است و نشانه ی رشد یک ویژگی نامناسب است.خود شما از آن اجتناب کنید. با دخترتان درباره آن حرف بزنید و هر جایی که می توانید الگوی او شوید. نشان دهید که شماهم از خشم پرهیز می کنید.
http://www.hf.tk
به دختران،خویشتن داری و دوری جستن از خشم را آموزش دهید. آن قدر در توصیه ی" خشمگین نشدن" بکوشید که ملکه ی ذهن او شود.
http://www.hf.tk
خود شما هم بی جهت و به دلایل بی مورد خشمگین نشوید. بر سر خدمتکارتان فریاد نکشید. بی جهت، به طرف اشخاص چیزی پرتاب نکنید. بگذارید که الگو و سرمشق شایسته فرزند خود باشید.
2- مراقب حسادت باشید
حسادت هم مثل خشم، بخشی از طبیعت انسان است. و در این میان بعضی فکر می کنند که بیشتر یک ویژگی زنانه است. خوشبختانه می توان با اندیشیدن، خواندن و نگاه کردن از شدت این صفت منفی کاست. درباره مشکلات ناشی از حسادت کتاب بخوانید. از تجربه های شخصی خود دلیل و مورد بیاورید.
مراقب نشانه های حسادت باشید. اگر می بینید دختر شما به آن چه دوستانش دارند حسادت می کند، این احساس را در او نابود کنید.
http://www.hf.tk
3- گفتن قصّه
قصّه ی خوب می تواند سبب شود که دخترتان زندگی را با دیدی مثبت نگاه کند. قصّه می تواند بر شمار دوستان او بیفزاید. قصّه ها را مرتب برایش تکرار کنید. بسیاری از قصّه ها آموزنده اند و بیش از درس و دانشگاه به دختران ما مطلب یاد می دهند.
4- نق نزنید
به خصوص جلوی دخترتان به شوهرتان نق نزنید و غرولند نکنید. حتی اگر احساس کردید که باید غرولند کنید، در خلوت به دخترتان بگویید از این عادت بدی که دارید شرمنده اید و قصد دارید هرطور شده خودتان را از شرّ آن نجات دهید. این طوری در چشم دخترتان مانند یک قهرمان ظاهر می شوید. اذعان به اشتباه، از شما انسان عاقل تری می سازد. دخترتان هم از این رفتار شما سود می برد.
غرولند کردن نشانه ی ذهن مغشوش است. علّتش این است که امور ساده و بی اهمیّت را بزرگ جلوه می دهید. موش را غول می کنید. درست بیندیشید.
5- تصمیم گیری
زندگی در مجموعه ای از تصمیم گیری ها خلاصه می شود. این که چه مواقع از خواب بیدار شویم. چه لباسی بپوشیم، چه بخوریم و ...
http://www.hf.tk
بسیاری از ما وقتی دخترانمان را بیش از اندازه مورد حمایت قرار می دهیم به آن ها ظلم می کنیم. مادرها باید به این نتیجه برسند و تصمیم بگیرند که به دخترانشان تا چه اندازه آزادی عمل و پول بدهند. یک راه مشخص و یا یک راه ساده وجود ندارد. باید به کلیّت آن نگاه کرد.
http://www.hf.tk
راهی برای این کار وجود دارد. وقتی دخترتان به اندازه کافی بزرگ شد، به او مسوولیّت هایی واگذار کنید. به او کارهایی در منزل بدهید. این روزها زن ها تصمیمات زیادی می گیرند. در گذشته تصمیم گیری زن ها مشمول امور جزیی و بی اهمیّت می شد، امّا امروزه باید تصمیمات مهم بگیرند.
http://www.hf.tk
خرید لباس، خرید مواد ساختمانی، خرید اتومبیل، خرید خانه، یخچال و بسیاری از اقلام ریز و درشت نمونه هایی است که می توان به آن اشاره کرد. اگر در کودکی مسوولیّت هایی را به دخترتان واگذار کنید، به او در کار تصمیم گیری کمک می کنید و شرایطی فراهم می سازید که بعداً تصمیمات عاقلانه تری بگیرد
بخاطر داشته باشید: زنان بسیار نکته بین و دقیق هستند و درصورت خیانت مانند یک تبهکار حرفه ای ردی از خودشان باقی نمی گذارند بنابراین شما باید خوب حواستان را جمع کنید. در زیـر 10 نشانـه اصلی که ممکـن است ( نه لزوما" ) دلیـل خیـانت یـک زن باشد را می خوانید:
: فاصله گرفتن و جدایی از خانواده
این واقعیت که او دیگر علاقه ای به رسیدگی امور خانواده ندارد و تمایلش را به برقراری رابطه با خـانـواده و دوسـتان شما از دسـت می دهد، مـی تواند دلیـل بر پشیمانی و ندامت ناشی از خیانت باشد. او ممکن است بخاطر خیـانـتش احسـاس گنـاه کـرده و روبرو شدن با دوستان یا خانواده شما او را به یاد گناهانش بیندازد.بنابراین هرچقدر او در صداقت و درستی قوطه ورتر شود، بهمان اندازه مجبور بتحمل عذاب وجدان کمتری خواهد شد.
:افزایش پرخاشگری و ستیزه جویی
آن روزهای تفاهم و همدلی و رضایت که با هم داشتید به پایان رسیـده. اخیرا او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکایت پـرداخـتـه و از هـر بـهـانـه ای بـرای نـزاع و تخریب شخصیت شما استفاده میکند. نق زدنها به او کمک می کند تا احساس گناه را از بین برده و یا حداقل کمترکند. بنابراین اگر عیب جوییهای او از شما بصورت یک عادت درآمده کمی دقت کنید ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.
دوستی با فردی جدید
یک از نشانه های شروع خیانت قرار گرفتن فردی جدید در سر راه اوست که ممکن است از طرف او "همکار" یا "دوست قدیمی" اطلاق شود. او از بیان جزئیات دوستی با فرد جدید خودداری کرده و سعی در پوشاندن آنها دارد.
ممانعت از پاسخگویی به سؤالات ساده
هـمیشه نسبت بفردی که حتی از پاسخگویی به ساده ترین و منصفانه ترین سوالات شما سرباز می زند و یا سـوالات شما را از خودتان می پرسد ( این امر نشانگر یافتن یک جستجوی ذهنی برای دروغگویی است ) ضنین و مشکوک باشید. هشیار باشید در مورد دیر آمدن ها به خانه و ایـنکه او با غرولند در جواب سوال شما می گوید: " چرا می خوای بدونی کی از محل کارم خارج شدم؟". اگر او به سوالاتی که همیشه عادت داشـت داوطـلبـانـه و با رقبـت پاسـخ دهـد ولی اکنـون با حالت تدافـعی و جبـهه گیرانه علاقه ای به جواب دادن آنها ندارد، بـدانید که او چـیزی ( یا کسی....) را از شما پنهان میکند.
ایجاد تغییرات در عادت ها
اگر او سرش جای دیگری گرم باشد ، بطور قطع متـوجه تـغییراتـی در انـجام عـادتها و کارهای روزمره اش خواهید شد. دیگر تمایلی به سینما رفتن وجود ندارد و صحبتی از شرکت در کلاسـهای آموزشـی نمی شـود. معمولا" مـردان دوسـت دارند با مـعشـوقه جدیدشان ملاقات کنند و این امر موجب غفلت و بازماندن از انجام مشغولیات گذشته می گردد.
افزایش آرایش و آراستگی
هـمانگونه که خود شما در ابتدای ارتباطتان سعی در نشان دادن محاسن خود به یکدیگر داشتید، اکـنون او نـیز بصورت ناگهانی اصرار در آرایش بیشتر و تغییر لباس و دگرگون کردن ظاهر خود برای فردی دیگر دارد.
افزایش استقلال و خودکامگی
یک نشانه مهم کج روی این است که او از نـهاد دو نـفره خـانواده جدا شده و به سمت خودمختاری پیش می رود. او دیگر نمی گوید "ما" می گویـد "من" بعلاوه کار خودش را انجام می دهد و تمایلی به مشورت در مورد اندیشه های آینده زندگی ندارد. او طوری رفتار میکند که به شما بفهماند دیگر نیازی به نگهداری شما ندارد.
افزایش مشغولیتها
او میگوید دیگر وقت انجام فعالیت های فوق برنامه را با شما ندارد با اینحال وقتی که "دوستش" با او تماس می گیرد همان لحظه حاضر و آمـاده شده و بـیرون می رود. او بسیار زیاد برای "کار" از خانه خارج می شود.
:بی تفاوتی و بی اهمیتی
چه چیزی بدتر از این اســت که همسـر شـما تقریبا در مـورد همه چیز نق بزند؟ به نظر می رسد بدتر این باشد که او دیگر توجه نکند که حتی شـما یک مـوجود زنده هستید. همانـطور که نشـانه شــماره 9 ( بهانه جویی و گیـر دادن سر هر موضوع ) یک نــشـانه خیانت محسوب میگردد بر عکس آن هم یعنی بی اهـمیتـی در انجام کارهای شما نیز دلیلی محکم است. دیگر برای او فرقی نمیکند که شما کجا میروید و چه کار می کنید. اگر عقیده خود را مثلا" در مورداحساس خود و یا ظاهر او ابرازکنید با جوابی سرد مواجه خواهید شد. بعبارت دیگر او همـان اندازه اهمیتی که شما برای موضوعات مختلف قائل هستید، قائل نخواهد بود بخصـوص که آن موضـوع مسـتقیما" در رابـطه شـما تاثیر گذار باشد.
واقعیت گرا باشید: با این فکر که همسرتان هیچ وقت به شما خیانت نمی کند، خودتان را فریب ندهید و از طرف دیگر فورا" او را متهم به خیانت نکنید. اگر هـمسر شما دارای یک از نشانه های فـوق بـود، دلـیل بر ایـن است که احتـمـالا" چیـزی در این رابطه غلط می باشد و لزوما" دلیلی بر اتهام نهایی نیست. در هر حال بـا خـواندن ایـن مقاله فرصنی مناسب برای شما پیش می آید تا بـتـوانید برخورد و دیدگاه منطقی تری نسبت به مسائل داشته باشید.
موضوع مهم تر اینکه اجـازه نـدهید آنچه که ممکن اسـت تنها یک حس حسادت در شما باشد باعث تخریب افکارتان در مورد همـسرتان شود چرا که اشتباه انگاری و نتیجه گیری زود هنـگام ممکن اسـت یک رابطه را برای همیـشه از بین ببرد پس همه حقایق را پیش از روبرو شدن با وی درنظر داشته باشید
http://www.hf.tk
افزایش ساعات کاری
بیشترشدن مدت زمانی که بقول او بدلیل اضافه کاری یا جلسه سر کار میماند یکی از نشانه های مهم است. این فرصت خوبی است برای ملاقات و قرارهای عاشقانه.
تفکر زیاد و خیره شدن
http://www.hf.tk
بتازگی زیاد توی فکر است، معمولا" به یک نقطه خیره میشود و در افکار خود فرو رفته، آیا مشکل کاری دارد؟ با کـسی دعوایـش شده؟ اگر نـه پـس از خـواب خـرگوشـی بیدار شوید.
http://www.hf.tk
کم حرفی و سرد مزاجی
یکی از نشانه ها این است که او دیگر در خانه حرف نمی زند و یا بسیار کم حرف شده است، با شما به سردی برخورد کرده و احساسات شما را بی معنی می انگارد و دیگر حرفهای عاشقانه نمیزند.
مخفی کردن موبایل و تلفنهایی بی جواب
http://www.hf.tk
موبایلش را هیچگاه از خودش دور نمیکند ،هنگام زنگ خوردن بسرعت سراغش رفته و به آرامی صحبت می کند. تلفنهای مشکوک و مزاحم زیاد شده است.
جبهه گیری و پرخاشگری
http://www.hf.tk
هنگامی که از او میپرسید "چرا دیر کردی؟" یا "چرا موبایلت خـامـوش بود؟" او با لحنی تند و چهره ای برافروخـته شـروع بـه توجـیه شـما می کـند و با اسـترس پاسخ سوال را می دهد. برای هر موضوع بی اهمیتی شروع به بهانه تراشی و تند خویی می کند.
"آنکه از حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟" هر قدر پاسخها با لحن آرامتر و منطقی تر بیان شوند، احساس صحیح بودن آنها بیشتر تقویت خواهد شد و بالاعکس.
احساس گناه و شرمندگی زیاد
او بدلیل گناهی که در مورد شما مرتکب شده احسـاس گـناه و عذاب وجدان می کند بنابراین وقتی هدیه ای به او می دهید و یا کار غیر منتظره ای برایش انجام می دهید، چهره اش منقلب شده و علائم شرمندگی در چهر ه اش موج خواهد زد.
http://www.hf.tk
تغییر شخصیت وشکل ظاهری :
نوع لباس پوشیدن او تغییر می کند، جملات جدید بیان می کند، حرکات متفاوت از او سر می زند، ساعت خواب و بیداریش تغییر می کند، غذاهای جدیدی طلب می کند. بـیـشتر حـمام مـی رود، مـوهای خـود را بـرخـلاف گـذشـتـه حـالـت داده و آغـشتـه بـه ژل می نماید.
او می خواهد مطابق با میل دیگری رفتار کند، لباس بپوشد، حرف بزند، غذا بخورد و ...
http://www.hf.tk
افزایش ناگهانی ساعت کاری در این�ننکند.
(جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانان را به راه راست هدایت کند )
ـ عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ی عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوست دارم)
ـ عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ی ما عشق .. نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ...)
ـ عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقی
( جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی)
ـ عشق از دید یک دختر دانش آموز کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی، بغلم میکردی ، سرمو میزاشتی رو شونه هات ( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم )
ـ عشق از دید مادر بزرگم : این حرفهای بد رو نزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانوم و با کمالاتیه ، تازه تحصیل کرده هم هست (جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری)
(جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوست هم دارم)
ـ عشق از دید کسی که باراوله که عاشق میشه :عزیزم باور کن حتی یک لحضه بدون تو نمیتونم زندگی کنم، تو واسم همه دنیایی ( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم )
ـ عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم ، باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه میخوابم
( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم )
ـ عشق از دید یک راننده : "رادیات عشق من از برایت جوش آمده" ،" باور نداری بر آمپرم بنگر"
( جمله عاشقانه : عزیزم دوست دارم... بو بو بوغ )
ـ عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیاد خواستگاریم ...
(جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم )
ـ عشق از دید ارازل و اوباش : عشق .. سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالی نداری ...
( جمله ی عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بیا بالا خوش میگذره )
ـ عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک
( جمله ی عاشقانه : برو کشکتو بساب )
... هيجده تا بيست و يك سالگى، مانند آفريقا يا استراليا هستند: نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايىهاى افسون كنندهى طبيعى.
http://www.hf.tk
... 21 تا سى سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل!
... 30 تا سى و پنج سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايىهاى خود.
http://www.hf.tk
... 35 تا چهل سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند!
... 40 تا پنجاه سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باختهاند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشيناند و به بازسازى كامل نياز دارند.
http://www.hf.tk
... 50 تا شصت سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرزهاي بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مىرماند.
http://www.hf.tk
... 60 تا هفتاد سالگى، مانند انگلستان يا مغولستاناند: با يك گذشتهى درخشان و بدون آينده!
بعد از هفتاد سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستاناند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغشان نميرود!
ارسطو : طبیعت مرغ اینست که از خیابان رد شود .
1- پیش از دبستان
http://www.hf.tk
علایق: ... (عذر میخواهم مزاحم میشوم ولی اگر شما یادتان هست در ششماهگی به چه چیزی علاقه داشتید ما را هم خبر کنید !)
مشاغل مورد علاقه: ؟!
علایق:مامان و بابا و خانم معلم ، مدرسه ، درس ریاضی
مشاغل مورد علاقه: خلبانی، پزشكی (یك همچین چیزهایی).
علایق: آشنایی با انواع و اقسام دوستان ، دلتنگی برای انواع و اقسام دوستان(!) ، انواع چت روم ، CD ، گوشی تلفن ، موسیقیو ....
مشاغل مورد علاقه: بازیگری ، نوازندگی و حالا شاید پزشكی !
http://www.hf.tk
پسر: تركیبی از «تو دیگه مرد شدی» ، «پسرم بزرگ شده» ، «آخه پسر تو كی میخوای بزرگ بشی؟» ، «پسرم، میخوای در آیندهی نزدیك بزرگ بشی یا آیندهی دور؟!» افه ، رو كم كنی ، فوتبال ، فوتبال ، فوتبال ، تریپ رفیقبازی و معرفت و اینا ...
علایق: رفیق ، فوتبال ، منچستر ، یوونتوس ، بایرن (البته از سایر تیمهای از قلم افتاده معذرت!)، ایضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، خوانندگی، شغل نان و آبدار ... همان شغل نان و آبدار..!
4- پیش دانشگاهی
http://www.hf.tk
علایق: یادگیری روشهای تست زدن در سه سوت دو سوت و نیم و كمتر ، دانشگاه و اینا ...
مشاغل مورد علاقه: دختر: پزشكی، مهندسی، «هر چی قبول بشم» ، «وای خدا نكنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازی! ، مهندسی ، پزشكی و...
http://www.hf.tk
5- دانشگاه
http://www.hf.tk
پسر: علایق : ایضا ً بوفه ، ردیف آخر كلاس ، ایضا ً دو دَر نمودن كلاس ...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد ... شغل مناسب ... شغل !!!
http://www.hf.tk
نظرات سازنده و غیر سازنده تون رو با ما در میان بگذارید !
سیر تکاملی دخترها
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت
21:14 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت
2:54 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت
2:9 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت
13:2 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت
11:47 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت
11:43 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت
10:27 توسط حمید رضا فیروزی| |
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .
نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت
19:55 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت
2:29 توسط حمید رضا فیروزی| |
والدین با خشمگین نشدن الگوی فرزندان خود خواهند شد
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت
2:29 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت
2:28 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت
2:27 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت
0:0 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت
3:42 توسط حمید رضا فیروزی| |
1- چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
2- چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
3- چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟
4- چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
5- چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
6- چرا خلبان های کامیکازه از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
7- اگر این حرف درست باشه که ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟
8- آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
9- چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
10 - چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
11- چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
12- اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت
3:23 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت
15:10 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت
14:30 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت
14:16 توسط حمید رضا فیروزی| |
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت
14:15 توسط حمید رضا فیروزی| |

